مغزنویس25 - تاریخ: 1402/9/22 ساعت: 11:37
هیچکس نمیاد ک نجاتت بده.هیچ ناجیی وجود نداره.حداقل برای تو ...هر چقد ک اذیت بشی هر چقد ک گریه کنی هر چقد که شکوه کنی،هر چقد ک منتظر بمونی،«نیست».نیست قشنگ ترینم ...ناجی وجود نداره.فکری ب حال خودت کن.داستان خانوادتو ول کن.توقعات پدرتو ول کن.اگه چیزیو میخواست میتونست براش تلاش کنه.برای خودت زندگی کن♥️...
مغزنویس19 - تاریخ: 1402/9/12 ساعت: 20:07
بگم ازت دلخورم یا خودت میدونی؟یه روزی ب این نظریه رسیدم ک هدف از زندگی لذت بردنه شاید.ولی اگه اینجوریه این همه درد و مشکل چیه؟این همه گره توو گره.این همه غم.غم.مشکل.ناراحتی.گیر و گور.نرسیدن.بی پولی.ورم.دغدغه فکری.اورتینک.من فک میکردم اگه حامی ندارم،عوضش تورو دارم.پس این همه بدبیاری چیه؟من دنبال ناجی...
مغزنویس-امیر - تاریخ: 1402/9/12 ساعت: 20:07
دیروز وقتی داشتی شرایط خودتو تحلیل میکردی بم گفتی توام چون عملی نیستی و دختر خوبی هستی شاید کم بیان سمتت، ببین قبول دارم که پسرا دنبال دخترای عملی ان چون فک میکنن شاید اونا زودتر بهشون پا بدن یا شاید بودن یه دختر عملی کنارشون بهشون اعتماد بنفس بیخود بده ولی اینکه دورم خلوته واقعا راست نیست.علاوه بر ...
مغزنویس18 - تاریخ: 1402/8/30 ساعت: 20:23
دلم میخواد این زندگی رو بالا بیارم.شاید از جهاتی ناشکری باشه ولی بزار بگم که،از دکور این خونه بدم میاد و خستم،از تموم چیزای تکرار این خونه،از دیر بیدار شدن،از چایی دم کردنای دم ب دیقه ای،از خرج انرژی با ارزشم برا کارای این خونه(خونه داری واقعا مزخرفه)،از نبود اونی ک نمیدونم کیه و معلوم نی کدوم گوریه...
مغزنویس15 - تاریخ: 1402/8/12 ساعت: 20:23
باید ب خودم مهربون تر تر تر باشم.منی ک هیچکس اونجوری ک باید باهام مهربون نیس.
مغزنویس16 - تاریخ: 1402/8/12 ساعت: 20:23
ن نمیخوام فاز انگیزشی بردارم.نه.فقط اینکه این داستان اینجوری شخمی تموم نمیشه.این ته این داستان نیس!!!ته این داستان نباید اینجوری باشه.نبایدهمه چی ظاهر کار نباید باشه.خوشبختی باید باشه.خوشبختی درونی،خوشبختی واقعی.گوووووووووووووور بابای مردم.گور بابا افکار و نظراتشون.بچسب ب خوشبختیت دختر.خودتو با چیزا...
مغزنویس17 - تاریخ: 1402/8/12 ساعت: 20:23
چ بچه های با ادبی بودیم ما.و چقددددد یه سری از بچه های دهه های جدید پررو و بی ادبن... جدا! دیگه بزرگتر و خانواده و اینا مفهوم خودشونو از دست دادن.اینا هر چی دلشون میخواد میگن.گاها یه برخوردایی میکنن که ما با ادمای غریبه هم نمیکنیم چ برسه ب خانوادمون! Adblock test (Why?)
مغزنویس11 - تاریخ: 1402/8/2 ساعت: 13:49
اخرین باری ک یه آدمو بوسیدم کی بود؟برگام.اخرین بوسم برمیگرده ب سال ها پیش
مغزنویس7 - تاریخ: 1402/7/23 ساعت: 17:32
الان باید خودمو بپذیرم.خودم.من کی ام؟
مغزنویس8 - تاریخ: 1402/7/23 ساعت: 17:32
لاسات با یه دختر دیگه رو دیدم وسط گپ.هر چند تو پی اماتو پاک کرده بودی.ولی بود. چسبیده ب ریپلایای دختره.فهمیدم ک هر چی سگ محل ترت کنن،بیشتر جذب میشی... طرحواره ها خیلی باحالن نه؟جالبه. ب هر حال،همشو نمیزارم پای طرحواره هات،همچین کاری نمیکنم.و تنها کلمه ای ک دیروز هی با خودم تکرار میکردم میدونی چی بود...
مغزنویس9 - تاریخ: 1402/7/23 ساعت: 17:32
شبا یجور دیگس.با تموم تلاشی ک از وقتی چشامو وا میکنم میکنم،شب ک میشه همه چی خراب میشه.خراب.مغزم مث دیگ آشی میشه ک یکی توش داره با ملاقه همش میزنه.من چ کردم با خودم؟... ادمایی ک اومدن زندگیم چ کردن با من؟... Adblock test (Why?)
مغزنویس2 - تاریخ: 1402/7/8 ساعت: 17:16
محمداشنای غریبه.غریبه اشنا.تموم شد همه چی.هست ولی نیست.چون من خواستم نباشه.چون نبودنش بهتر از بودن ماهی یبارشه.هست واقعا؟اره.ارزش خودمو میبرم زیر سوال اینجوری.دم دستی ب نظر میام.واقعا چیکار داشتم میکردم من؟... قلبت نابود شد ولی ب خودت اومدی.خوبه ک ب خودت اومدی... خودتو دریاب.خودمونو دریاب... Adblock...
مغزنویس3 - تاریخ: 1402/7/8 ساعت: 17:16
کینگ اومد ک برا من،برا ما،یه داستان شبیه رمانا بسازه.مثلا!پسر پولدار خوش قیافه ی خوشتیپ . اومد ک رنگ بده ب زندگیم.ظرف تموم شد ولی ... نمیشد البته،نمیشد... فاصله داشتیم از هم.بقیه ب پارتنر پولدارشون میچسبن،من یکاری میکنم جدا شیم چون حس میکنم در اینده داستان میشه
مغزنویس4 - تاریخ: 1402/7/8 ساعت: 17:16
خب میرسیم ب ماجرای امیر،قطعا کسی ک این وبو میخونه قراره منو قضاوت کنه ولی مهم نیس
شبخیر - تاریخ: 1396/9/25 ساعت: 19:42
منتظرم بیای بخوابیم. دور از هم، دورِ دورِ دور... دورِ نزدیک...
خواب یا رویا؟ - تاریخ: 1396/6/3 ساعت: 5:41
خواب یا رویا؟ اگه دارم خواب میبینم، اگه همه ی این اتفاقایی که از هفته ی گذشته ست داره میوفته همش خوابه... من دلم نمیخواد ازش بیدار بشم... لطفا، خواهشا، کسی که میخوای منو بیدار کنی.. بیدارم نکن. بذار اونقدر این خواب عمیق بشه تا توش بمیرم. بیدارم نکن. یکشنبه ۱۸ تیر ۱۳۹۶ 9:44 PM
دست در دستانم بگذار و با من بیا... - تاریخ: 1396/6/3 ساعت: 5:41
چرا باید باورم نشه؟ وقتی تو یودی که تو تنهایی هام کنارم بودی. وقتی فقط تو بودی که دستمو بهت دادم و منو با خودت بردی. نذاشتی تنها بمونم. چرا باورم نشه وقتی اون همه خواسته هایی که ازت داشتم داره برام دونه به دونه اتفاق میوفته. دلیلش کی میتونه باشه جز تو؟ کی میتونه باشه بهتر از تو؟ بهم گفتی تا ابد کنار...
سه هفته. - تاریخ: 1396/6/3 ساعت: 5:41
سه هفته. دفترخاطرات عزیزم...من برگشتم! من اینجام مثل قبل. همه چی داره جلو میره. هم اونطور که میخوام و هم اون طور که نمیخوام. 13تیرِ امسال کسی که منتظرش بودم وارد زندگیم شد. امروز 3 هفته شد. هفته ی دوم دیدمش. از نزدیک تونستم بازم ببینمش. اما اینبار فرق داشت. فرق داشت چون خودش بخاطر خودمون اومده بود. ...
باشه دفعه ی دیگه... - تاریخ: 1396/6/3 ساعت: 5:41
MOODکاش حالم انقد بد نبود حتی امروز که دیدمت و باهات حرف زدم. چرا نتونستم دستتو بگیرم... چرا اینکارو نکردم؟ چرا یخ کردم وقتی دستتو اووردی جلو و با ناامیدی برگردوندیش. چرا انقد بَدم؟ چقد از خودم بدم میاد.
دلم تنگه پرتغالِ من! - تاریخ: 1396/6/3 ساعت: 5:41
دلم تنگه پرتغالِ من! دستـام بوی خمیربازی و مایع دست شویی انار میدن! :)) صدای خنده های نرگس و فاطمه از تراس میاد. کامپیوترو روشن کردم و به کیبرد نگاه میکنم. صدای کلیداش با صدای موزیک لایتای مخصوص خودم شروع میکنن به پخش شدن. دلم تنگ شده بود. همه میگن بوی پاییز میاد ولی من هنوز حسش نکردم. کلِ نیمه ی او...